ساعت‌هاي بيداري!

خرید بک لینک
فلسفه زندگی به فلسفه هایی اطلاق می شود که محور و مرکز توجه خود را زندگی قرار داده اند.مشهورترین فیلسوفان زندگی در غرب عبارتند از نیچه، دیلیای و برگسون.فلسفه زندگی واکنشی است در برابر گرایش هایی که به نفی زندگی می پردازند یا زندگی را تابع امر دیگری قرار می دهند.نفی زندگی را می توان در گرایش های راهبانه یا زاهدانه ای یافت که تبلیغ دوری از دنیا و زندگی می کنند و گوشه گیری و عزلت طلبی رهبانیت را ترویج می نمایند. این گرایش در مسیحیت قرون وسطی و برخی آیین های دیگر رواج داشته است.در دوران جدید و از قرون شانزده به بعد در غرب گرایش به دنیا و طبیعت جایگزین دنیا گریزی و رهبانیت و تزهد گذشته شده است.آیا در این صورت زندگی اصالت پیدا کرده است؟ آیا توجه به آبادانی جهان و تسلط بر طبیعت و پیدایش تکنولوژی و علم تکنولوژیک به معنای اقبال به زندگی بوده است؟ به نظر می رسد پاسخ این سوال باید مثبت باشد، زیرا بشر(غربی) دوره ای از دنیا گریزی و رهبانیت را طی کرده و اینک به دنیا و زندگی دنیوی روی آورده است، بنابراین "زندگی" اصالت پیدا کرده است. بر این اساس بررسی انضمامی آنچه طی بیش از چهار قرن بر انسان رفته است، نشان می دهد که به رغم آنکه در دوره جدید دنیا گریزی و رهبانیت جای خود را به توجه به دنیا و طلب تسلط بر آن داده است، باز آنچه همچنان "فدا" شده، از دست رفته و معنای خود را بازنیافته است، "زندگی" است. دیروز "زندگی" به نفع "آخرت" نفی می شد و امروز "زندگی" در پای تسلط و تکنیک و سرعت و اراده معطوف به قدرت، ذبح می شود و این تجربه ای است که بشر غربی آن را از سرگذرانده است و مضرات آن را انسان های همه نقاط عالم به جان آزموده اند. دوره جدید با ظهور عقل محاسبه گر آغاز گردید. عقلی که در همه چیز به دیده کمیت و ساعت‌هاي بيداري!...ادامه مطلب

ما را در سایت ساعت‌هاي بيداري! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 1:06

می خواهم برایت بنویسم از کی؟ از کجا؟ از چه می شود؛ می خواهم برایت بنویسم از امروز، از فردا، از همیشه، تا همیشه های زندگی ام، از تغزل تا نمی شود، از معادله تا جوابی گنگ، از کویر تا باران، از کوچه باغ ه ساعت‌هاي بيداري!...ادامه مطلب

ما را در سایت ساعت‌هاي بيداري! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 20:46

عشق، چیزی بجز اندوهِ دگرخواهی نیست

عشق، گاهی همه آنچه که می خواهی نیست

...

ساعت‌هاي بيداري!...

ما را در سایت ساعت‌هاي بيداري! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 20:46

یورن مایر، کارشناس وب، ۳۰ ساله، در یادداشتی برای روزنامه آلمانی “کلنر اشتات انتسایگر” مینویسد: «مدام از خود میپرسم چه چیز برایم در زندگی مهم است و چه چیز اهمیت خود را از دست داده است؟»« هفتهنامه آلمانی “دیتسایت” اتاق “سباستیان میشل” ۲۴ ساله را چنین توصیف میکند: اتاق کوچک است، یک تشک روی زمین، یک میز و یک صندلی، یک جارختی که بر آن چند رخت آویزان است. تنها شیء قیمتی اتاق به نظر لپتاپ روی میز است که ارزش آن احتمالاً برابر با بهای مجموع بقیه چیزهایی است که در اتاق هست.»زمانی اتاق سباستیان در برلین پر از سی دی، کتاب، دیویدی، لباس و اشیا مختلف بود، اما بیماری سخت یکی از اعضای خانوادهاش او را به فکر واداشت. از خود پرسید که ده سال دیگر چگونه زندگی خواهد کرد؟ آیا همان کارهایی را انجام خواهد داد که پدر و مادرش انجام دادهاند و جامعه از او انتظار دارد: تحصیل، پیشرفت شغلی، خرید اتومبیل و خانه پر از اسباب و اثاثیه؟تصور کار کردن تا آخر عمر برای به دست آوردن مال و جایگاه اجتماعی برای سباستیان نامطبوع بود. در نتیجه تصمیم گرفت بخش بزرگی از آنچه را دارد ببخشد و تنها چیزهایی را نگه دارد که کاملاً ضروری میداند.او حتی دایره دوستانش را هم کوچکتر کرد و تنها رابطه با کسانی را حفظ کرد که میدانست نمیتواند از آنان چشم بپوشد. احساس میکرد با کم کردن هر شیئی که متعلق به او بوده، دیدش هم نسبت به ساعت‌هاي بيداري!...ادامه مطلب

ما را در سایت ساعت‌هاي بيداري! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:19

لب هايت را مي خوريكه مضطربم كنيكه تن مفهومي داشته باشدو انسان برهنگي اش را به رخ تاريخ بكشد...كش مي آيي، قوس مي خوريو آفتاب آفريده مي شودلحظه اي مي آساييو باز هم لب هايت را مي خوريمي آشوبمو صندلي ها به تو لبخند مي زنندكفش ها به تو لبخند مي زنندو خواب ها...خوب خوابيده اي – خدا –خواست ك ساعت‌هاي بيداري!...ادامه مطلب

ما را در سایت ساعت‌هاي بيداري! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 17:02

صفحه بندی